عضو کانال یوتیوب ما شوید.

آیا باید در برنامه نویسی کمالگرا باشیم؟

آیا باید در برنامه نویسی کمالگرا باشیم؟
آیا باید در برنامه نویسی کمالگرا باشیم؟

آیا باید در برنامه نویسی کمالگرا باشیم؟

آیا برنامه نویسان کمال گرا هستند؟ آیا کمال گرایی خوب است؟

آیا کمال را اینگونه تعریف می‌کنید که مغز شما با هر جزئیاتی تا زمانی که درست نشود، عذاب می‌کشد؟ پس یک برنامه نویس خوب یک کمال گرا نیست. در واقع کمال گراها می توانند از چیزی که می خواهند بسازند آسیب ببینند. استیو جابز را در نظر بگیرید. اگر قبل از بازگشتش به اپل در اواخر دهه 90 از او نام می بردید، نام او را در همان جمله با رویایی به کار نمی بردید، بلکه او را یک کمال گرا خطاب می کردید. و در دهه 80، پروژه هایی که او مانند مکینتاش رهبری می کرد، محصول یک کمال گرا بود. همه جزئیات عالی بود و نتیجه شگفت انگیز بود. البته کم فروشی بود و جابز در نهایت مجبور به ترک اپل شد. حتی استیو وزنیاک، یکی از بنیانگذاران جابز، گفت که اپل تنها پس از ترک جابز به دلیل کار افراد دیگر به موفقیت دست یافت. چیزی که مشاغل فراموش کردند این بود که یک مورد تجاری نیز وجود دارد که باید به آن توجه کنید.

یک برنامه نویس خوب هم همین نگرانی ها را دارد. آن ها می دانند که برای رسیدن به ایده آل به چه چیزهایی نیاز دارند و چه چیزهایی مهم نیستند. مهمتر از همه، آن ها کارایی، سادگی و مهلت‌های تعیین شده را برای به دست آوردن تمام جزئیات دقیقاً همانطور که می‌خواهند رعایت می‌کنند.

 

آیا باید در برنامه نویسی کمالگرا باشیم؟

اما کمال گرایی مثبت در برنامه نویسی مهم است!

برنامه نویسان خوب کمال گرایان انتخابی هستند. آن‌ها می‌دانند که کدام قسمت‌های کد باید کاملاً صحیح باشند، و کدام بخش‌ها، حتی اگر کمی بد باشند، فاجعه‌بار نیستند. زمان همیشه محدود است و شما زمان بی نهایتی برای حل مشکلات کوچک با بازده کم ندارید. شما می خواهید زمان بیشتری را صرف تکمیل بخش هایی از کد کنید که می تواند منجر به فاجعه شود، و زمان کمتری را برای تکمیل کد به دلایل زیبایی شناختی اختصاص دهید. گاهی اوقات سریع و کثیف مشکلی ندارد – ممکن است برخی افراد را آزار دهد، اما این حقیقت دارد. نرم‌افزار برای همیشه نگه‌داری نمی‌شود، و اگر احتمال دارد که هیچ ساختار اضافی روی یک قطعه کد قرار نگیرد، نیازی نیست که زیبا باشد. گاهی اوقات سریع و کثیف کاملاً مشکلی ندارد – پیاده سازی یک API پرکاربرد، یا قوی بودن یک سرور خاص که اگر از کار بیفتد، کل سایت شما را خراب می کند. بهره وری به این معناست که بدانید توجه بیشتر به جزئیات در کجا نتیجه بزرگی خواهد داشت و چه زمانی پول مشتری خود را هدر می دهید.

 

آیا کمال گرا بودن واقعاً چیز خوبی است؟

کمال گرایی صدای ستمگر، دشمن مردم است. این شما را در تمام زندگی در تنگنا و دیوانه نگه می دارد.

– آن لاموت

“من خیلی کمال گرا هستم!”

مردم گاهی این عبارت را با افتخار به زبان می آورند و این عنوان را به عنوان نشان افتخار به زبان می آورند، اما من هرگز نفهمیدم چرا کسی فکر می کند کمال گرایی چیزی است که باید از آن خشنود بود. من به خاطر اشتباهی که داشتم گریه می‌کردم، و سال‌ها بعد از فراموش کردن گاف‌های شرم‌آور خود به یاد می‌آورم. من دو رمان را به حال خود رها کرده‌ام که هر کدام در نیمه راه تمام شده‌اند، زیرا نوشته‌های خودم هرگز آنقدر خوب نیست که مرا راضی کند و مطمئن هستم که هیچ کس دیگری هم آن را خواندنی نخواهد یافت. من همیشه شخصیت هالی هانتر، جین، در اخبار کلاسیک دهه 1980 را بی نهایت قابل ربط یافتم. او سخت گیر، باهوش و یک کمال گرا است که زندگی او را به عنوان یک تهیه کننده خبری شبکه دفتر واشنگتن چالش برانگیز می کند. از یک طرف، او فوق العاده با استعداد است. از سوی دیگر، او به نقطه شکست خود و درد کار با آن استرس دارد. در صحنه مورد علاقه من، جین با رئیسش می جنگد که کدام همکار باید یک خبر فوری را گوینده کند. او اصرار دارد که انتخاب او تنها گزینه عملی است. هنگامی که رئیسش به خود می گوید که باید کسی باشی که همیشه فکر می کند بهتر می داند، خوب است، جین زمزمه می کند: «نه. افتضاح است.” می توانم این را با اقتدار بگویم: بین تلاش برای تعالی و کمال گرایی تفاوت وجود دارد. یکی یک دارایی است و دیگری یک نقص.

 

کمال گرایی چیست؟

همه ما افرادی را می شناسیم با استانداردهای بالاتر از حد معمول، افرادی که دوست دارند حق با خود باشند، افرادی که فوق العاده رقابتی هستند و باید برنده شوند. اما آیا همه آنها کمال گرا هستند؟ ما تمایل داریم بسیاری از انواع شخصیت و رفتارهای مختلف را تحت عنوان کمال گرایی قرار دهیم، اما کمال گرایی بالینی جانوری متفاوت است. طبق گفته مریام وبستر، تعریف پزشکی این است: تمایل به غیرقابل قبول دانستن هر چیزی کمتر از کمال. به ویژه: تعیین اهداف غیرواقعی خواستار همراه با تمایل به تلقی عدم دستیابی به آنها به عنوان غیرقابل قبول و نشانه بی ارزشی شخصی.

شاید کلمات کلیدی در آن تعریف “غیرواقعی خواستار” باشند. داشتن استانداردهای بالا خوب است. تلاش برای کیفیت قابل تحسین است. اما هر بار انتظار چیزی جز یک عملکرد یا نتیجه بی عیب و نقص، دستور العملی برای ناراحتی است. وقتی شکست در رعایت استانداردهای غیرممکن بالا خود منجر به احساس «بی ارزشی شخصی» می‌شود، واضح است که چرا کمال‌گرا بودن واقعی به همان اندازه که جین گفت وحشتناک است.

 

آیا شما یک کمال گرا هستید؟

شما ممکن است باشید، اما به نظر می رسد که مشکل است یا نه، هم یک موضوع نظر و هم درجه است. به نظر می رسد متخصصان سلامت روان نمی توانند کاملاً در مورد شرایط توافق داشته باشند. برخی معتقدند که ویژگی‌های کمال‌گرا می‌تواند انگیزه‌بخش باشد و به فرد کمک کند تا به برتری برسد. برخی دیگر استدلال می کنند که هر سطحی از کمال گرایی مشکل ساز است. در بهترین حالت، گرایش به استانداردهای بالا می تواند به این معنا باشد که یک فرد به طور منظم کار با کیفیت تولید می کند. در بدترین حالت، انتظار چیزی جز کمال از خودتان می تواند عوارض جانبی روانی دردناکی داشته باشد. کمال گرایی ممکن است مشکل ساز باشد اگر:

  • شما نمی توانید انتقاد را تحمل کنید. کمال گرایان تمایل دارند به انتقاد واکنش منفی نشان دهند زیرا انتقاد را با شکست و شکست را با بی ارزشی یکی می دانند. آنها اغلب احساسات خود را با کتک زدن خود درونی می کنند، یا ممکن است با دفاعی شدن و ضربه زدن به منتقدان خود، آنها را بیرونی کنند، صرف نظر از اینکه انتقاد واقعی یا درک شده باشد.
  • شما خیلی زیاد از دیگران انتقاد می کنید اگرچه کمال گراها نمی توانند انتقاد را تحمل کنند، اما می توانند آن را برطرف کنند. آنها نه تنها استانداردهای غیرممکن را رعایت می کنند، بلکه اغلب انتظارات غیرمنطقی زیادی از دیگران دارند که می تواند آنها را مطالبه گر و انتقادپذیر کند. آنها همچنین ممکن است از واگذاری وظایف خودداری کنند، زیرا می ترسند که هیچ کس دیگری قادر به انجام آن به درستی نباشد.
  • معطل می کنید! برخی از افراد کارهای مهم را تا آخرین لحظه به تعویق می اندازند زیرا با فعالیت های سرگرم کننده بیشتر حواسشان پرت می شود. اما وقتی آنقدر می‌خواهید پروژه‌ای بی‌نقص باشد که نتوانید کاری کنید که شروع کنید (یا ادامه دهید)، سبک کمال‌گرایی را به تعویق می‌اندازید.
  • شما انتظار دارید که فوراً در کارها خوب باشید. کمال گرایان تمایل دارند از همان ابتدا سطح بالایی از شایستگی را از خود انتظار داشته باشند. هنگامی که برای یادگیری یک مهارت جدید تلاش می کنند، ترجیح می دهند از کار کردن تسلیم شوند.
  • انگیزه شما ترس از شکست است تا میل به موفقیت. افراد با موفقیت بالا تمایل دارند به اهداف خود برسند، زیرا تمایل آنها به موفقیت است. کمال گراها به خود فشار می آورند زیرا می ترسند اگر کمتر از بهترین باشند، دیگران چگونه آنها را درک کنند.
  • این راه شما تنها راه ممکن است. کمال گراها تمایل دارند چیزها را به روشی خاص دوست داشته باشند – به روش خودشان. آن ها کسانی هستند که ماشین ظرفشویی را پس از بارگیری مجدد توسط شخص دیگری سازماندهی می کنند، یا یک همکار را به خاطر استفاده از فونت اشتباه در یک سند سرزنش می کنند.
  • شما موفقیت را با شادی یکی می دانید. کمال گراها بر این باورند که تنها زمانی می توانند شاد باشند که به کمال برسند. اما، چون به ندرت کامل هستند، به ندرت خوشحال هستند. نگرانی مداوم آنها در مورد عدم رعایت استانداردهای غیرممکن خود می تواند منجر به مشکلات سلامتی مانند افسردگی، اختلالات خوردن و اضطراب شود. حتی شواهدی وجود دارد که نشان می دهد کمال گراها می توانند طول عمر کوتاه تری داشته باشند.

 

سعی کنید خودتان رو تحت تاثیر قرار بدهید نه کس دیگر

کارشناسان دو نوع کمال گرایی را شناسایی کرده اند، نوع خوب و نوع بد. کسانی که تمام تلاش خود را می کنند و از خود و دیگران انتظار دارند که عملکرد خوبی داشته باشند، اما با شکست ها به عنوان فرصت های یادگیری به جای شاخص های حقارت برخورد می کنند، نوع خوبی از کمال گرایان هستند – کسانی که استانداردهای برتری بالایی دارند. هیچ اشکالی در بالا گرفتن هدف وجود ندارد، اما تیراندازی برای رسیدن به کمال باید باعث شود که شما احساس الهام کنید، نه مضطرب. در واقع، تحقیقات نشان می دهد که افرادی که انگیزه آنها راضی کردن یا تحت تاثیر قرار دادن دیگران است، عملکرد بدتری نسبت به افرادی دارند که صرفاً اهداف بلندپروازانه ای برای خود تعیین می کنند. اگر عمدتاً به این دلیل که نگران این هستید که دیگران شما را کم‌نقص‌تر ببینند، سخت می‌کشید، انتظارات غیرممکن بالا را کنار بگذارید و برای رسیدن به حد کافی خوب تلاش کنید. هنجارهای شما، و حتی اشتباهات کوچک شما، شخصیت شما را به کارتان القا می کند، پس دقت کامل را به ماشین ها بسپارید و به یاد داشته باشید که اشتباه کردن، انسانی است.

 

آیا در طراحی وب باید کمالگرا باشیم؟

 

آیا شما به عنوان یک برنامه نویس کمالگرا هستید؟ تجربه ی خودتون رو در مورد کمالگرایی را بنویسید.

موفق باشید.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 3 میانگین: 5]