تفاوت برنامه نویسی کامپایلری و مفسری
در این نوشته به بررسی تفاوتها و شباهتهای زبانهای برنامه نویسی مفسری و کامپایلری میپردازیم.
تفاوت برنامه نویسی کامپایلری و مفسری
زبانهای برنامه نویسی سطح بالا به دو دستهی اصلی زبانهای برنامه نویسی کامپایلری و زبانهای برنامه نویسی مفسری تقسیم میشود. حالا در این نوشتهی آموزشی کوتاه میخواهیم در ارتباط با تفاوتهای میان زبانهای برنامه نویسی کامپایلری و زبانهای برنامه نویسی مفسری صحبت کنیم.
زبانهای برنامه نویسی مفسری
زبانهای برنامه نویسی مفسری به زبانهایی گفته میشوند که کدهای این زبانها توسط برنامهی مفسر به صوت خط به خط و از بالا به پایین کامل خوانده میشود و هر خط اجرا میشوند. زبانهای برنامه نویسی مفسری عموما دارای سرعت نسبتا پایینتری هستند و دسترسی چندانی به لایههای سختافزاری ندارند، این نوع زبانهای برنامه نویسی را زبانهای اسکریپت نویسی نیز میگوییم، زبان برنامه نویسی پایتون از این دسته زبانها است. البته زبان برنامه نویسی پایتون با استفاده از روشی به نام Byte Compiled توانسته است نسبت به سایر زبانهای اسکریپت نویسی سرعت بیشتری دارد. از مزایای زبانهای برنامه نویسی مفسری ساده بودن کدنویسی آنها است که باعث میشود کاربران زیادی جذب آنها شوند. همچنین تقریبا همه زبانهای برنامه نویسی مفسری چند سکویی نیز هستند. از معروفترین زبانهای برنامه نویسی مفسری میتوان به زبان Python و زبان برنامه نویسی Perl و زبانPHP و زبان برنامه نویسی Ruby و… اشاره نمود.
زبانهای برنامه نویسی کامپایلری
زبانهای برنامه نویسی کامپایلری که در صدر آنها زبانهای خانوادهی زبان برنامه نویسی C مانند C ،C++ ،C# ،Objective C قرار دارند است. این زبانها برعکس زبانهای برنامه نویسی مفسری عمل میکنند، یعنی طی عملیاتی کدهای این زبانهای برنامه نویسی به نرمافزاری به نام کامپایلر ارسال میشوند و کامپایلر کدهای آنها را به زبان ماشین یعنی زبان Assembly ترجمه میکنند و سپس کدها توسط اجرا کننده یعنی CPU که واحد پردازش مرکزی اجرا میشوند. از مزیتهای این زبانهای برنامه نویسی میتوانیم به سرعت فوق العاده بالای آنها، امکانات بسیار زیاد برنامه نویسی، دسترسی به پایینترین سطوح سختافزاری و نرمافزاری و … اشاره نمود. از معایب آنها میتوان به سخت بودن کدنویسی با این زبانها اشاره نمود، برای مثال ممکن است برای ساختن یک برنامه با زبانی مانند زبان برنامه نویسی C باید به طور کامل باید سختافزار و پروتکلهای شبکه و نرمافزاری یاد بگیرید. برای همین ممکن است برای اینکه در این زبانهای کامپایلری فردی حرفهای شوید چندین سال زمان لازم است. در شکل زیر به صورت خلاصه این تفاوت را مشاهده کنید:

تجربیات خود را با هر یک از زبانهای برنامه نویسی کامپایلری و مفسری را در بخش نظرات همین نوشته بنویسید.



















آیا سرعت اجرای کد تنها معیار انتخاب بین مفسری و کامپایلریه یا عوامل دیگه هم مهم هستن؟
سرعت اجرا یکی از معیارهای مهم است، اما عواملی مانند سهولت یادگیری، انعطافپذیری و نوع پروژه نیز در انتخاب زبان برنامه نویسی نقش دارند.
آیا امکان داره یک زبان همزمان هم مفسری باشه و هم کامپایلری؟
بله، برخی زبانها مانند جاوا و پایتون از ترکیبی از هر دو روش استفاده میکنند تا از مزایای هر دو بهرهمند شوند.
آیا در عمل همیشه زبانهای کامپایلری سریعتر هستن یا بهینهسازی مفسرها این اختلاف رو کم کرده؟
در بیشتر موارد، زبانهای کامپایلری به دلیل ترجمه مستقیم به کد ماشین، سرعت بالاتری دارند، اما پیشرفتهای اخیر در بهینهسازی مفسرها، این اختلاف را در برخی سناریوها کاهش داده است.
آیا میشه گفت زبانهای مفسری برای توسعه سریعتر مناسبترن یا این موضوع به نوع پروژه بستگی داره؟
بله، زبانهای مفسری معمولاً برای توسعه سریعتر و نمونهسازی اولیه مناسبتر هستند، اما انتخاب نهایی به نیازهای پروژه بستگی دارد.
چرا بعضی زبانها مثل پایتون مفسری هستن ولی باز هم سرعتشون نسبتا بالاست؟
پایتون با استفاده از روشی به نام Byte Compiled، کدها را به کدهای میانی تبدیل میکند که باعث افزایش سرعت اجرای آن نسبت به سایر زبانهای مفسری میشود.