نئودودیسم چیست؟
نئودودیسم یا لودیسم جدید فلسفهای است که با اشکال مختلف فناوری مدرن مخالف است. اصطلاح لودیت عموماً به عنوان تحقیرآمیزی برای افرادی که تمایلات تکنوفوبیک دارند نشان داده میشود. این نام بر اساس میراث تاریخی لودیتهای انگلیسی است که بین سالهای 1811 تا 1816 فعالیت میکردند. نئودودیسم جنبشی بدون رهبر از گروههای غیر وابسته است که در برابر فناوریهای مدرن مقاومت میکنند و بازگشت برخی یا همه فناوریها را به سطح ابتدایی باز میگردانند. نئودودیسم با یک یا چند روش زیر مشخص میشود: کنار گذاشتن منفعلانه استفاده از فناوری، آسیب رساندن به کسانی که فناوری مضر برای محیط زیست تولید میکنند، حمایت از زندگی ساده یا تخریب فناوری. جنبش نو لودیتی مدرن با جنبش ضد جهانی شدن، آنارکو – بدوی گرایی، محیط زیست رادیکال و اکولوژی عمیق ارتباط دارد. نئودودیسم مبتنی بر نگرانی از تأثیرات تکنولوژیکی بر افراد، جوامع آنها و یا محیط زیست است نئودودیسم استفاده از اصل احتیاط را برای همه فناوریهای جدید تصریح کرده و اصرار دارد که فناوریها قبل از پذیرش ایمن شوند. به دلیل اثرات ناشناختهای که فناوریهای جدید ممکن است از آن الهام بگیرند.
نئودودیسم چیست؟
فلسفه نئودودیسم
نئودودیسم خواهان کاهش یا توقف توسعه فناوریهای جدید است. نئودودیسم به دلیل اعتقاد به این که این بهترین چشم انداز برای آینده است، شیوهای را برای کنار گذاشتن فناوریهای خاص تجویز میکند. همانطور که رابین و وبستر میگویند، “بازگشت به طبیعت و آنچه که به عنوان اجتماعات طبیعیتر تصور میشود.” به جای سرمایه داری صنعتی، نئودودیسم جوامع کشاورزی کوچک مانند جوامع آمیش و جنبش چیپکو در نپال و هند را به عنوان الگوهایی برای آینده تجویز میکند. نئودودیسم توانایی هر فناوری جدیدی را برای حل مشکلات فعلی مانند تخریب محیط زیست، جنگ هستهای و سلاحهای بیولوژیکی، بدون ایجاد مشکلات احتمالی بیشتر، نفی میکند. نو لودیتها عموماً با انسان گرایی، جهانی شدن و سرمایه داری صنعتی مخالف هستند. در سال 1990، در تلاش برای ایجاد یک جنبش متحد و بازپسگیری اصطلاح “لودیت”، چلیس گلندینینگ “یادداشتهایی در مورد مانیفست نئو-لودیت” خود را منتشر کرد. در این مقاله، گلدنینگ نو لودیتها را چنین توصیف میکند: “شهروندان قرن بیستم-فعالان، کارگران، همسایگان، منتقدان اجتماعی و دانشمندان-که جهان بینی مدرن غالب را زیر سوال میبرند، که تبلیغ میکند که فناوری افسار گسیخته نشان دهنده پیشرفت است.” در واقع فناوریهایی که به نظر او برای جوامع مخرب است یا مادی گرا و منطقیاند. او پیشنهاد میکند که فناوری سوگیریها را تشویق میکند، بنابراین باید در مورد اینکه آیا فناوریها برای منافع خاص ایجاد شدهاند، تردید داشته تا ارزشهای خاص آنها از جمله کارایی کوتاه مدت، سهولت تولید و بازاریابی و همچنین سود را تداوم بخشد. او همچنین میگوید که جنبههای ثانویه فناوری، از جمله پیامدهای اجتماعی ، اقتصادی و زیست محیطی و نه منافع شخصی، باید قبل از پذیرش فناوری در سیستم تکنولوژیکی مورد توجه قرار گیرد.
چشم انداز آیندهای بدون دخالت انسان و تکنولوژی
نئودوديسم غالبا پيش بينیهای شديدی در مورد تاثير فناوریهای جديد ارائه میدهد. اگرچه چشم انداز منسجمی در مورد پیامدهای فناوری وجود ندارد، اما نئودودیسم پیش بینی میکند که آینده ای بدون اصلاحات فناوری عواقب ناگواری خواهد داشت. نئو – لودیتها معتقدند که فن آوریهای فعلی تهدیدی برای بشریت و به طور کلی برای جهان طبیعی است و فروپاشی اجتماعی آینده ممکن یا حتی محتمل است. نئو لودیت تد کاچینسکی پیش بینی کرد که جهان دارای محیطی فرسوده، افزایش اختلالات روانی است، یا “چپها” که قصد دارند بشر را از طریق فناوری کنترل کنند، یا تکنولوژی به طور مستقیم بشریت را کنترل میکند. به گفته فروش، “تمدن صنعتی که به خوبی توسط فناوریهای قوی خود مورد استفاده قرار گرفته است ، نمیتواند دوام بیاورد و نخواهد داشت؛ فروپاشی آن در عرض چند دهه حتمی است.” استفان هاوکینگ، اخترفیزیکدان مشهور، پیش بینی کرد که وسایل تولید توسط طبقه “صاحبان ماشین” کنترل میشود و بدون توزیع مجدد ثروت، فناوری نابرابری اقتصادی بیشتری ایجاد میکند. این پیشبینیها شامل تغییر در جایگاه بشریت در آینده به دلیل جایگزینی انسان با کامپیوتر، خرابی ژنتیکی انسان به دلیل عدم انتخاب طبیعی، مهندسی بیولوژیکی انسان، سوء استفاده از قدرت تکنولوژیکی از جمله بلایای ناشی از موجودات اصلاح شده ژنتیکی، جنگ هسته ای و سلاحهای بیولوژیکی؛ کنترل بشریت با استفاده از نظارت، تبلیغات، کنترل دارویی و کنترل روانی؛ عدم موفقیت بشریت در آینده که با افزایش اختلالات روانی، افزایش نابرابری اقتصادی و سیاسی، بیگانگی گسترده اجتماعی، از دست دادن اجتماع و بیکاری گسترده آشکار میشود. فناوری باعث تخریب محیط زیست به دلیل کوته بینی، جمعیت زیاد و ازدحام زیاد میشود.
انواع مداخله تکنولوژیک از نظر نئودودیسم
در سال 1990، در تلاش برای بازگرداندن اصطلاح “Luddite” و ایجاد یک حرکت متحد، Chellis Glendinning “یادداشتهایی درباره یک مانیفست نئو لودیت” خود را منتشر کرد. در این مقاله، گلدنینگ نابودی فناوریهای زیر را پیشنهاد میکند: فناوریهای الکترومغناطیسی (این شامل ارتباطات، رایانهها، وسایل و تبرید) ، فناوریهای شیمیایی (شامل مواد مصنوعی و دارو)، فناوریهای هسته ای (این شامل سلاح و قدرت و همچنین درمان سرطان میشود. عقیم سازی و تشخیص دود)، مهندسی ژنتیک (شامل محصولات زراعی و همچنین تولید انسولین). او از “جستجوی اشکال جدید فناوری” که در مقیاس محلی هستند و آزادی اجتماعی و سیاسی را ترویج میکنند، حمایت میکند.



















آیا این جنبش با جریانهای ضد جهانی شدن ارتباط نزدیکی دارد؟
بله، همانطور که در متن پست اشاره شد، جنبش نئودودیسم با جنبش ضد جهانی شدن ارتباط نزدیکی دارد.
آیا کاهش فناوریها میتواند مشکلات اجتماعی و اقتصادی را حل کند؟
نئودودیسم معتقد است که کاهش وابستگی به فناوریهای مخرب میتواند به حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی کمک کند، اما این موضوع پیچیده است و نیاز به بررسی دقیق دارد.
آیا نئودودیسم با پیشرفتهای پزشکی و دارویی هم مشکل دارد؟
نئودودیسم به طور کلی با فناوریهایی که مضر تلقی میشوند مخالف است، اما رویکرد آن به پیشرفتهای پزشکی و دارویی بسته به ماهیت و تأثیرات آنها میتواند متفاوت باشد.
آیا این فلسفه با محیط زیست رادیکال و اکولوژی عمیق تفاوت دارد؟
نئودودیسم با محیط زیست رادیکال و اکولوژی عمیق ارتباط نزدیکی دارد و اغلب با آنها همپوشانی دارد، اما تمرکز اصلی نئودودیسم بر مخالفت با اشکال خاصی از فناوری مدرن است
آیا نئودودیسم فقط با فناوریهای مدرن مخالفت میکند یا با همه فناوریها؟
نئودودیسم عمدتاً با اشکال مختلف فناوری مدرن مخالف است، اما رویکرد آن به فناوریهای قدیمیتر نیز بستگی به ارزیابی تأثیراتشان دارد.